ياد خدا ، تنها مايه آرامش جان ـ نو یسنده : استاد شهید مطهری - Page

نویسندهموضوع: ياد خدا ، تنها مايه آرامش جان ـ نو یسنده : استاد شهید مطهری  (دفعات بازدید: 189 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین صاعقه

  • ریش سفید
  • کاربر جدید
  • ارسال: 13
  • تشکر +0/-0
    • ديدن مشخصات
بسم الله الرحمن الرحيم

آدمي همان طور كه در ناحيه تن و جسم خود ممكناست به يك رشته عوارض خوب و بد دچار شود ، در ناحيه روح و روان خود نيزگاهي مبتلا به يك رشته


عوارض و حوادث مشابه مي گردد هر چند در بسياري ازجهات ، تن و روح با يكديگر تفاوت دارند، مثلا تن حجم و وزن دارد و روح حجم و وزن ندارد ، اگر


اندكي غذا وارد بدنبشود بر وزن بدن اضافه مي شود و اما اگر يك جهان دانش و معلومات پيدا كندذره اي بر وزن و سنگيني او افزوده نمي شود . ظرفيت


تن و جسم محدود است وظرفيت روح نامحدود هر يك لقمه غذا كه آدمي بخورد به همان اندازه معده اشپر مي شود تا تدريجا به كلي سير مي گردد و از


فروبردن يك لقمه ديگر عاجزاست و تا وقتي كه آن غذا از معده نگذرد جايي براي غذاي جديد نيست .
برخلاف معده ، ظرفيت غذايي معنوي روح سير شدني و پر شدني نيست ، هر اندازهبيشتر معلومات كسب كند براي كسب معلومات ديگر آماده تر و

گرسنه تر مي شودو مي گويد خدايا بر علم من بيفزاي ، چنين نيست كه بايد معلومات اولي خودرا فراموش كند و ظرف روح خود را از آنها خالي كند تا

بتواند معلومات جديديفراگيرد . علي عليه السلام مي فرمايد : " هر ظرفي به واسطه ريختن چيزي درآن از وسعتش كاسته مي شود مگر ظرف علم كه

هر اندازه بيشتر بريزند وسيع ترو با گنجايش تر مي گردد " . همچنين تن تدريجا پيرو فرسوده و ضعيف مي گرددولي روح هرگز پير و فرتوت و فرسوده نمي

گردد ، تن مي ميرد و متلاشي ميگردد و هر ذره اش به جايي مي رود ولي روح مردني نيست ، متلاشي شدني نيست ،باقي ماندني است ، بعد از رها

كردن قشر بدن به عالمي ديگر منتقل مي شودهمان گونه كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود : " شما براي جاويدماندن آفريده شده ايد نه براي

فاني شدن و از بين رفتن " . در عين اينكهاين تفاوتها بين روح و بدن هست يك مشابهت هايي هم بين آنها وجود دارد :بدن براي اينكه شاداب و با نشاط

بماند ،به يك رشته غذاها و آشاميدنيها و تنوعها احتياج دارد ، روح نيز به سهم خودغذا مي خواهد ، غذاي روح علم است و حكمت و ايمان و يقين . همان

طوري كهبدن در اثر نرسيدن غذاي كافي پژمرده و افسرده مي گردد روح نيز پژمردگي وافسردگي دارد، آنچه سبب پژمردگي و افسردگي روح مي گردد

غير از آن چيزهايي است كه بدنرا پژمرده و افسرده مي سازد . علي عليه السلام مي فرمايد : " روحها مانندبدنها خستگي و افسردگي پيدا مي كنند ،

در اين حال كه افسردگي روحي به شمادست مي دهدبا سرگرم شدن به حكمتهاي بديع و فكرهاي نغز و دلپذير ، خود را مشغولبداريد " . و همچنين

روح مانند بدن بيمار مي شود ، احتياج به معالجه ودارو پيدا مي كند . علت اينكه بدن بيمار مي گردد اين است كه تعادل مزاج بههم مي خورد يعني

مجموع موادي كه به نسبت معين لازم است در بدن باشد كم وزياد مي شود ، فرمول لازم كه خداوند ، طبيعت انسان را روي آن فرمول

ساخته به هم مي خورد ، به قول سعدي :
                             
                  چهار طبع مخالف سركش              چند روزي شوند با هم خوش
                 
                  گر يكي زين چهار شد غالب             جان شيرين بر آيد از قالب


همين طور است كه وضع روحي و مزاج روحي بشر ، روح احتياج دارد به محبتديدن و محبت كردن ، احتياج دارد به نظم اخلاقي ، به فهم و معرفت و دانش


،احتياج دارد [ به ايمان ] و اعتقاد ، احتياج دارد به تكيه گاه محكمي كه دركارها به او توكل كندو به او اميدوار باشد كه او را در كارها اعانت مي كند . اينها


همه بهمنزله مواد لازمي است كه براي مزاج روح لازم است و اگر تعادل و توازن بههم بخورد ديگر هيچ چيزي نمي تواند خوشي و آرامش به انسان بدهد


. بعضي ازمردم در خودشان احساس ناراحتي مي كنند ، همين قدر مي فهمند كه خشنودنيستند و آب خوش از گلوي آنها پايين نمي رود ، مي فهمند كه


قرار و آرامندارند ، پژمرده و افسرده مي باشند ، اما علت اين بي قراري و پژمردگي چيست، نمي دانند ، مي بينند همه چيز و همه وسايل زندگي را


دارند و در عين حالاز زندگي خشنود نيستند .
اينگونه اشخاص بايد بدانند كه قطعا احتياجاتي معنوي دارند كه برآورده نشده ،قطعا كم و كسري در روح آنها وجود دارد ، بالاخره بايد اعتراف كنند و

تسليمشوند به اين حقيقت كه ايمان هم يكي از حوائج فطري و تكويني ماست و بلكهبالاترين حاجت ماست و هر وقت به سرچشمه ايمان و معنا

رسيديم و نور خدا رامشاهده كرديم و خدا را در روح خود و جان خود ديديم و مشاهده كرديم آنوقتاست كه معناي سعادت و لذت و بهجت را درك مي كنيم

. قرآن كريم مي فرمايد :" بدان كه تنها با ذكر خدا و ياد خداست كه جان آرام مي گيردو قلب احساس آسايش مي كند " . علي عليه السلام مي فرمايد :

" خداوند ذكرخودش و ياد خودش را مايه جلا و روشني دلها قرار داده ، به اين وسيله گوش ،باز و چشم ، بينا و دل ، مطيع و آرام مي گردد " .

                            این مطلب از سایت خودمو نی http://www.tebyan.net انتخاب شده است

آفلاین نخود چی

  • phpBB کاربر
  • کاربر جدید
  • ارسال: 1
  • تشکر +0/-0
    • ديدن مشخصات
مطلب خوبی بود با تشکر