نویسندهموضوع: دين ، يگانه رام كننده نفس اماره  (دفعات بازدید: 144 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین صاعقه

  • ریش سفید
  • کاربر جدید
  • ارسال: 13
  • تشکر +0/-0
    • ديدن مشخصات
دين ، يگانه رام كننده نفس اماره
« : مارس 29, 2009, 01:13:45 »
بسم الله الرحمن الرحيم

 گروهيرا رسول اكرم به جهادي فرستاد ، آنها رفتند و مردانه و دليرانه وظيفه مقدسسربازي خود را انجام دادند و برگشتند ،


وقتي كه برگشتند رسول خدا از آنهااستقبال كرد و به آنها خوش آمد گفت ، ولي در ضمن خوش آمد جمله اي گنجانيدكه آنها را وادار كرد از آن حضرت


توضيح بخواهند ، خوش آمد را اينطور فرمود: " مرحبا به گروهي كه از مبارزه كوچك و صحنه كوچك برگشته اند و هنوزمبارزه بزرگ و صحنه بزرگ را در پيش


دارند " . جمعيت چنان گمان بردند كه درنقطه ديگري مي بايست با سپاه ديگري نبرد كنند و شمشير و نيزه به كار برند، سؤال كردند آن مبارزه بزرگ تر و


صحنه خونين تر چيست و در كجاست ؟ فرمود: آن صحنه صحنه مبارزه با نفس اماره است . در حديث ديگري هست كه رسول خدافرمود : " شيطان من به


دست من اسلام آورد و رام شد " . اين حديث دوم نيزمثل حديث اول از يك جنگ دروني و ناسازگاري داخلي و به تعبير ديگر از يك صفبندي و جبهه بندي


داخلي در وجود انسان حكايت مي كند ، بعلاوه اينكه خبر ميدهد كه اين صف بندي و جبهه بندي را من در وجود خودم به هم زدم و بجاي آنصلح و صفا و


آرامش بر قرار كردم .

اينخود يك حقيقتي است كه علماي روان شناس اعتراف دارند ، مي گويند انسان بهعلل و عواملي حالتي پيدا مي كند كه يك نوع آشفتگي و


ناهماهنگي در افكار واحساساتش پيدا مي شود ، روحيه اش تجزيه مي شودبه دو جبهه و دو قسمت ، لهذا اشخاصي ديده مي شوند كه از آنها دو نوع


كارهاي كاملا متخالف و متضاد ديده مي شود ، در يك لحظه و يك حالت نرم وملايمند ، در لحظه و حالت ديگر درشت خو ، گاهي مهربانندو گاهي بي


عاطفه و قسي القلب ، گاهي زياد مي ترسند و گاهي زياد تهور وجسارت به خرج مي دهند ، گاهي متدين و رو به خدا هستند و گاهي لاابالي ودنبال


فسق و فجور ، يك دست به مصحفند و يك دست به جام ، گه نزد حلالند وگهي نزد حرام ، و بالاخره در زير اين گنبد فيروزه فام نه كافر مطلقند و نه


مسلمان تمام .

حالابايد ديد اين ناهماهنگي در عمل و رفتار و كنش از كجا پيدا مي شود ؟ چرابعضي از مردم گاهي مثل كبك خوش مي خرامند و گاهي مثل كلاغ ناهنجار


مي دوند؟ منشأ اين ناهماهنگي و يكنواخت نبودن در عمل و رفتار همانا ناهماهنگي وانتظام نداشتن افكار و احساسات است .
اين آشفتگي در عمل مولود ومعلول آشفتگي روح است و به تعبير رسول اكرم مولود صف بندي و جبهه بندي وجنگ و نزاعي است كه بين انواع افكار و

احساسات است . پس بايد كاري كرد كهاين آشفتگي روحي و اين جنگ داخلي متاركه شده و صلح و صفاي واقعي بين انواعافكار با هم و انواع

احساسات با هم پيدا شودولي البته صلح و صفاي واقعي نه صلح موقت و مسلح . تا صلح و صفاي واقعي بينافكار و احساسات پيدا نشود نمي توان به

بر قراري صلح ميان افراد با هم وملتها و دولتها با هم اميدوار بود . يكي از فلاسفه عصر ما مي گويد : " آنكسي كه با خودش هميشه در جنگ است

چگونه مي تواند با ديگران در صلح و صفاباشد " . در اينجا بار ديگر احتياج بشر را به " دين " احساس مي كنيم ، چونرام كردن و مطيع ساختن احساسات

اماره بشر از عهده هر قوه و قدرت ديگر خارجاست ، هر قوه و قدرت ديگر مقهور و آلت هوا و هوس بشر واقع مي شود ، خواهآنكه آن قدرت زور باشدو يا

علم و يا چيز ديگر . وقتي كه " علم و مال و منصب و جاه و قران فتنهآرد در كف بد گوهران " و همه اينها به منزله آلت قتاله و تيغي بوده باشدكه در كف

زندگي مست بدهيم پس بايد فكر ديگري كرد . رام كردن و مطيع ساختنسركشيها و طغيانهاي نفساني بر ضد عقل و اخلاق كار عقل و تدبير نيست . به

قول مولوي :

            كشتن اين ، كار عقل و هوش نيست                    شير باطن سخره خرگوش نيست
   
             دوزخ است اين نفس و دوزخ اژدهاست                  كو به درياها نگردد كم و كاست

             هفت دريا   را  در  آشامد   هنوز                        كم نگردد سوزش آن خلقسوز                  

             عالمي را لقمه كرد و در كشيد                          معده اش نعره زنان هل من مزيد


آن قوه و قدرتي كه مي تواند چنين اعجازي بكند و شير باطن را در قيد كندو رام و تسليم نمايد ، اهريمن نهفته در باطن را به صورت فرشته صلح در آورد،


آشفتگيها و اختلالهاي ضمير را تبديل كند به انتظام و استحكام ، عملانسان را منظم و يكنواخت و بر راه راست كند همانا دين است .

درتعبيرات دين " صراط مستقيم " و " راه راست " زياد آمده . در مقابل راهمستقيم راه كج و معوج است . مردماني كه بر صراط مستقيم و راه راست مي


باشند همانها هستند كه بين انواع افكار و احساساتشان يعني بين قوه خيال وقوه عاقله شان هماهنگي و سازگاري است ،شيطان خيال و واهمه آنها


تسليم فرشته عقل است و بين انواع احساسات آنها ازپست ترين احساسات و شهوات و ميلها و آرزوها تا عالي ترين عواطف ديني ووجداني آنها


هماهنگي است ، شهوات آنها تابع فطرت پاك آنهاست .
قهراچنين مردمي روي يك خط مستقيم حركت مي كنند . خداوند همه ما را توفيق دهدكه بر راه راست و صراط مستقيم بوده باشيم و به چپ و راست

منحرف نگرديم .

این مطلب از سایت خودمو نی <!-- m -->http://www.tebyan.net<!-- m --> انتخاب شده است

آفلاین Taeb

  • Administrator
  • پر تلاش
  • *****
  • ارسال: 114
  • تشکر +7/-0
    • ديدن مشخصات
    • وبسایت حضرت عباس علیه السلام
Re: دين ، يگانه رام كننده نفس اماره
« پاسخ #1 : مارس 29, 2009, 11:18:08 »
دوستان این را هم بدانید که مبارزه با نفس نیرو می خواهد و این نیرو در جوان وجود دارد

به نظر من هر چه انسان جوان تر باشد قدرت مبارزه با نفس در او زیاد تر است نظر شما چیه؟
از آسمان چه خبر؟