نویسندهموضوع: منبع بودن قران در تفسير  (دفعات بازدید: 170 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
منبع بودن قران در تفسير
« : ژوئیه 29, 2009, 03:50:28 »


[JUSTIFY]

مقدّمه [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
شناخت هر موضوعى و استفاده صحيح از آن بستگى تام به شناخت منابع اطلاعاتى آن دارد. در تفسير قرآن كريم نيز بحث از منابع تفسير، كه در كتاب هاى علوم قرآن با عناوين «مآخذ / مصادر تفسير» نيز از آن ياد شده، از اهميت فوق العاده اى برخوردار است و به همان ميزان كه بهره مندى از منابع تفسيرى اطمينان بخش و راهگشاست، بى توجهى به آن موجب افتادن مفسّر در دامن تفسير به رأى يا برداشت هاى ناروا از آن خواهد شد.


در اين مقاله، پس از بحث هاى مقدّماتى درباره منابع تفسير،1 خودِ قرآن يكى از منابع تفسير معرفى گرديده و پس از بيان ادلّه منبع بودن قرآن در تفسير، به نقد و بررسى شبهات در اين موضوع پرداخته شده است. مفهوم شناسى منابع تفسير منبع: «منبع» از ريشه «النبع» (جوشيدن آب از چشمه)2 به جايى گفته مى شود كه چشمه از آن مى جوشد. به همين دليل، سرچشمه و منشأ هر چيزى را «منبع» آن چيز گويند.3 [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
تفسير: «تفسير» از ريشه «فسر» در كتب لغت به معناى «بيان و توضيح دادن شىء»4 و مانند آن آمده است.5 بنا به نظر برخى لغت شناسان، اين واژه در ثلاثى مجرّد و ثلاثى مزيد (باب تفعيل) به يك معناست.6 به دليل آنكه يكى از معانى باب تفعيل مبالغه است و با توجه به آنكه «اضافة المبانى تدلّ على اضافة المعانى»، نظر كسانى كه آن را مبالغه معناى «فسر» دانسته اند7 تأييد مى شود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
دانشوران علم تفسير و علوم قرآنى تعريف هاى متفاوتى از تفسير اصطلاحى دارند.8 به نظر مى رسد تفسير قرآن كريم يعنى بيان مفاهيم9 آيات قرآن و آشكار نمودن مراد خداى متعال از آن بر مبناى ادبيات عرب و اصول عقلايى محاوره.10
بر اساس اين تعريف، توضيحات اضافه، كه در برخى تفاسير يا روايات آمده و ربطى به بيان مفهوم آيه و مراد خداى متعال از آن ندارد، مانند تفاصيل ادبيات و صرف و نحو، شرح و بسط داستان هاى قرآنى، تفاصيل احكام فرعى شرع مقدّس و مانند آن، تفسير آيه به حساب نمى آيد.11 [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
منابع تفسير: مراد از «منابع تفسير» اسناد و مدارك حاوى داده هايى است كه آگاهى از آنها در فهم بهتر قرآن كريم مؤثر است; مانند قرآن كريم، روايات، ادبيات عرب و تاريخ. [/JUSTIFY]



آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: منبع بودن قران در تفسير
« پاسخ #1 : ژوئیه 29, 2009, 03:53:14 »
[JUSTIFY]

ارتباط منابع تفسير با مبانى، قواعد و علوم مورد نياز مفسّر [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
مفسّر پيش از ورود به تفسير آيات قرآن، بايد موضع خود را نسبت به مسائلى همچون اعجاز قرآن، مصونيت آن از تحريف، معناى تفسير، نيازمندى به تفسير و امكان و جواز تفسير روشن كند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]از اعتقاد مفسّر درباره اين مسائل، به «مبانى تفسير» ياد مى شود; چرا كه هر نوع موضع گيرى در مورد آنها در موجوديت و نحوه تفسير تأثير مى گذارد. متناسب با مبانى تفسير، قواعد تفسير معلوم مى شود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]قواعد تفسير نيز منابع تفسير را مشخص مى كند و پس از آن علوم موردنياز مفسّر آشكار خواهد شد; مثلا، وقتى مفسّر بر اين باور باشد كه روايات قرينه لفظى منفصل تفسير قرآن است، اين قاعده حاصل مى شود كه بايد از روايات تفسيرى (با شرايطى) در فهم قرآن استفاده كرد. سپس معلوم مى شود كه روايات منبع تفسير است و پس از آن لزوم آگاهى مفسّر از علوم حديثى روشن مى شود.12 [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
بنابراين، جايگاه منابع تفسير پس از مبانى و قواعد تفسير و پيش از علوم موردنياز مفسّر است. [/JUSTIFY]

[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: منبع بودن قران در تفسير
« پاسخ #2 : ژوئیه 29, 2009, 03:55:30 »
[JUSTIFY]

اهميت و ضرورت شناخت و استفاده ازمنابع تفسير

با چند مقدّمه ذيل، مى توان اهميت و ضرورت شناخت منابع تفسير و استفاده از آنها را اثبات كرد: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
اولا، مفسّر دنبال فهم قرآن و كشف مرادخداوند از آن است.[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
ثانياً، شناخت صحيح و كامل هر موضوع بستگى به ميزان اطلاعاتى دارد كه از راه هاى گوناگون درباره آن به دست مى آيد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
ثالثاً، منابع تفسيراطلاعات مؤثرى براى فهم قرآن در اختيار مفسّر قرار مى دهد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
در نتيجه، اگر مفسّردر شناخت منابع تفسير و استفاده از آنها در تفسير كوتاهى كند تفسير صحيحى از قرآنن خواهد داشت. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]بنابراين، اهميت و ضرورت شناخت و استفاده از منابع در تفسير قرآن آشكار مى شود و مفسّر قرآن كريم بايد نخست منابع معتبر تفسير را به دقت بشناسد وسپس از آن منابع به بهترين وجه، در فهم و كشف مراد الهى از آيات استفاده كند.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[/size]

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: منبع بودن قران در تفسير
« پاسخ #3 : ژوئیه 29, 2009, 04:02:29 »
[JUSTIFY]


اقسام منابع تفسير

منابع معتبر تفسير قرآن كريم را مى توان به دو دسته منابع «نقلى» ومنابع «غير نقلى» تقسيم كرد: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]منابع نقلى عبارت است از: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]1. آيات قرآن كريم[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2. روايات معصومان(عليهم السلام)[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] 3. ادبيات[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]4. لغت[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]5. تاريخ[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
منابع غير نقلى عبارت است از: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]1. عقل (بديهيات عقلى و برهانهاى قطعى برگرفته از آنها)[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]2. دستاوردهاى تجربى.13 [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
از منابع ياد شده، اين مقاله تنها به منبع بودن قرآن در تفسيرمى پردازد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
مقصود از منبع بودن قرآن درتفسير چيست ؟[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
قرآن كريم اولين و مهم ترين منبع نقلى تفسير است. منبع بودن قرآن در تفسير، به دو صورت قابل تبيين است:

1. منظور آن است كه با توجه به وجود آيات ناسخ و منسوخ، محكمو متشابه، مجمل و مبيّن، عام و خاص، و مطلق و مقيّد در قرآن مجيد، آيه يا آياتى كه ارتباط لفظى يا معنايى با آيه مورد تفسير داشته و در فهم و تفسير آن آيه مؤثر باشد،يكى از منابع براى تفسير واقع مى شود.

2. مراد آن است كه بايد محكمات و اصول مسلّمى از قرآن استخراج نمود و آن را معيار سنجش برداشت هاى تفسيرى قرار داد و در اصلاح هر تفسيرى كه با آنن اسازگار باشد، كوشيد.
[/JUSTIFY]

[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: منبع بودن قران در تفسير
« پاسخ #4 : ژوئیه 29, 2009, 04:05:23 »
[JUSTIFY]

رابطه منبع بودن قرآن در تفسير با تفسير قرآن با قرآن

تفسير قرآن با قرآن يكى از روش هاى تفسيرى است كه مفسّر در تفسير آيات، بيشترين كمك را از خود قرآن كريم مى گيرد و مى توان گفت : مهم ترين منبع مفسّر براى توضيح معناى آيات، آيات ديگر مرتبط با مفاد يا واژگان آيهمورد تفسير است.

ولى بحث حاضر درباره منبع بودن قرآن در تفسير، اختصاص به روش تفسيرقرآن به قرآن ندارد، بلكه اثبات اين نكته است كه مفسّر هر نوع روشى در تفسير داشته باشد،

اگر بخواهد تفسيرى صحيح و نزديك به واقع ارائه دهد، بايد براى رسيدن به مرادآيه، از همه منابع تفسير، كه يكى از آنها قرآن است، استفاده كند. [/JUSTIFY]

 
 
 

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: منبع بودن قران در تفسير
« پاسخ #5 : ژوئیه 29, 2009, 04:08:38 »
[JUSTIFY]


پيشينه مراجعه به قرآن به عنوان يكى از منابع تفسير

پيشينه مراجعه به آيات قرآن به عنوان يكى از منابعتفسير، به اولين روزهاى نزول قرآن برمى گردد. پيامبر اعظم(صلى الله عليه وآله) واهل بيت ايشان(عليهم السلام)، كه عهده دار تبيين قرآن بوده اند، استفاده از قرآن رادر تفسير به اصحاب خويش تعليم داده اند.

شاگردان مكتب تفسيرى اهل بيت(عليهم السلام) و ديگر مفسّران نيز در طول تاريخ از اين منبع در تفسير استفاده كرده اند. تفسيرهاىبر جاى مانده از صحابه و تابعان و مفسّران ديگر شاهد گويايى بر اين ادعاست.

در ذيل،نمونه هايى از مراجعه به قرآن از كلام معصومان(عليهم السلام)و ديگران ذكر مى شود:

ابو امامه از نبى مكرّم(صلى الله عليه وآله) روايت مى كند كه در تفسير آيه (وَيُسْقَى مِن مَاء صَدِيد) (ابراهيم: 16) (و به او آبى چركين نوشانده مى شود)، فرمودند:

آب به وى نزديك مى شود، وى از آن نفرت پيدا مى كند و چوننزديك تر شود، صورتش بريان مى گردد و پوست از سرش جدا مى شود. هنگامى كه از آن مىنوشد، امعا و احشاى او را متلاشى مى كند و از پشتش خارج مى شود.

خداوند متعال مى فرمايد:

(وَ سُقُوا مَاء حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ)[/JUSTIFY]
[JUSTIFY](محمّد]

(و آبى جوشان به خوردشان داده مى شود [تا] روده هايشان را از هم فرو پاشد)
و نيز مى فرمايد:

(وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِيالْوُجُوهَ)
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY](كهف: 29)

(و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته، كه چهره ها رابريان مى كند، يارى مى شوند.)14

[/JUSTIFY][JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]