سلام
چه داستانی شنیدید؟؟؟
بنده درباره مولف این تفسیر مطلبی میگذارم.چون فکر کنم مشکل با شناخت مولف حل بشه. اگر خواستید درباره خود کتاب هم مطلب هست. امر کنید تا بذارم.
سيد هاشم فرزند سليمان بن اسماعيل بحرانى توبلى كتكتانى است( توبل از توابع بحرين است و كتكتان يكى از روستاهاى توبل مىباشد.) وى عالمى فاضل و نكته سنج فقيه، مفسر و آگاه به حال رجال اسلامى، محدث و اديب و مسلط به دقايق نظم و نثر زبان عربى بود. نسب او را به امام موسى كاظم« عليه السلام» مىرسانند. او در زهد و پرهيزكارى به پايهاى رسيده بود كه در اين باره، از وى و مقدس اردبيلى همچون نمونهاى ياد مىكردند. مؤلف روضات الجنات در جلد 8 صفحه 181 مىنويسد: اين محقق شريف در پى پژوهش اخبار و احاديثى بود كه بجز دانشمند بزرگ شيعه مجلسى هيچكس ديگر به سراغ آنها نرفته بود. بحرانى كتابهاى بسيارى نوشته است، ولى من به كتابى از وى درباره فتاواى احكام شرعى بر نخوردهام و نوشتههاى او، تنها گردآورى و تأليف است. در هيچ يك از آنها كه به دست من رسيده است، از ترجيح گفتهاى بر گفتهاى يا بر بحثى و يا از اختيار نظر و قولى، سخن نگفته است.
بحرانى پس از شيخ محمد بن ماجد بحرانى مرجع امور شرعيه شد و كار قضا و داورى و امور حسبيه را به بهترين وجه، انجام مىداد، در امر به معروف و نهى از منكر و برقرارى عدالت نيز اهتمام بسيار داشت. صاحب جواهر او و مقدس اردبيلى را واجد ملكه عدالت مىداند. دامنه مرجعيت او از بحرين فراتر بوده و در بيشتر بلاد شيعه مردم از او تقليد مىكردند. شمارى از عالمان از وى استجازه مىنمودهاند تا اسانيد روايتشان را به پيشوايان معصوم« عليه السلام» برسانند. محقق بحرانى و شيخ حرّ عاملى از شاگردان ايشان بودهاند.
سيد هاشم چندى در نجف اشرف به سر برده و در همين زمان است كه از شيخ فخر الدين طريحى روايت نموده است. وى به ايران مسافرت كرده، مشهد مقدس رضوى را زيارت نموده و آنجا از سيد عبد العظيم بن عباس استرآبادى روايت كرده است.
صاحب اعيان الشيعه در ج 10 ص 249 به نقل از تتمه امل الآمل مىنويسد: او كوهى از علم و دريايى از معرفت بود، در كثرت تحقيق و وسعت اطلاع، كسى بر او سبقت نگرفته و در آينده سبقت نخواهد گرفت، حتى بر مرحوم مجلسى در اين زمينه، برترى دارد، زيرا از كتب و مصادرى نقل مىكند كه مرحوم مجلسى از آنها روايت نكرده است.
تأليفات
سيد هاشم بحرانى داراى بيش از هفتاد و پنج تأليف بزرگ و كوچك و متوسط است بيشتر فعاليت علمى خويش را ويژه خدمت به ميراث خاندان نبوت« عليهم السلام» و احياء امر ايشان گردانيد و به كار حديث كوشيد.
ايشان غير از« البرهان» چند تأليف قرآنى به شيوه روايى نيز دارند:
1-« نور الانوار فى تفسير القرآن» با ذكر احاديث و روايات مأثورة از خاندان عصمت و نبوت« عليهم السلام» به اختصار، ذيل هر آيه شرح داده است.
2- تفسير« الهداية القرآنية»: به شيوه روايى و ذكر احاديث ذيل هر آيه نگاشته شده است.
3- تفسير« الهادى و ضياء النادى»: در يك جلد بزرگ، پس از ذكر آيات، روايات مأخوذه از كتب معتبر حديثى را نقل نموده، آنگاه تفسير مىنمايد. نسخهاى از آن در كتابخانه آستان قدس رضوى به شماره( 6685) موجود است.
4-« المحجة فى ما نزل من القرآن فى القائم الحجة« عج» شامل 120 آيه از آيات قرآن در شأن حضرت حجت« عج»، با ذكر احاديث در ذيل هر آيه.
5-« اللوامع النورانية» كه به ذكر آيات نازل شده در حق حضرت امير« عليه السلام» اختصاص يافته و پس از ذكر هر آيه به نقل روايات مأثوره پرداخته است.
تفاوت تفسير« البرهان» با تفسير« الهادى و ضياء النادى» در اين است كه« البرهان» روايات بيشترى از تفسير« الهادى» را در بر مىگيرد. مصنف در مقدمه البرهان مىنويسد: در ابتدا كتابى به نام« الهادى» در تفسير روايى اهل بيت« عليهم السلام» نگاشتم، بعد از دسترسى به تفسير عياشى، تفسير ابن ماهيار و بعض كتب روايى ديگر، قصد كردم« البرهان» را بنگارم كه شامل تفسير الهادى و روايات اين كتب و تفاسير باشد، فراغت از تفسير الهادى در سال 1077 ه. و از تفسير البرهان 1095 ه. براى مصنف حاصل گرديد.
یا علی