نویسندهموضوع: تفسير سوره ناس  (دفعات بازدید: 131 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
تفسير سوره ناس
« : ژوئیه 29, 2009, 02:47:31 »




[JUSTIFY]
به نام خداوند بخشایشگر و مهربان
بگو پناه می‏برم به پروردگار مردم (1).
فرمانروای مردم (2).
معبود مردم (3).
از شر وسوسه‏گر نهانی (4).
که در دل مردم وسوسه می‏کند (5).
چه آنها که از جنس جن هستند و چه آنها که از جنس انسانند (6).

تفسیر آیات

در این سوره رسول گرامی خود را دستور می‏دهد به اینکه از شر وسواس خناس، به خدا پناه ببرد، و به طوری که از روایات وارده در شان نزول آن استفاده می‏شود این سوره در مدینه نازل شده، بلکه از آن روایات بر می‏آید که این سوره و سوره قبلیش هر دو با هم نازل شده‏اند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس طبع آدمی چنین است که وقتی شری به او متوجه می‏شود و جان او را تهدید می‏کند، و در خود نیروی دفع آن را نمی‏بیند به کسی پناهنده می‏شود که نیروی دفع آن را دارد، تا او وی را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکی از سه پناه، پناهنده می‏شود: یا به ربی پناه می‏برد که مدبر امر او و مربی او است، و در تمامی حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع می‏کند، در این هنگام هم که چنین شری متوجه او شده و بقای او را تهدید می‏کند به وی پناهنده می‏شود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه، این یکی سببی است فی نفسه تام در سببیت. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
دومین پناه، کسی است که دارای سلطنت و قوتی کافی باشد، و حکمی نافذ داشته باشد، به طوری که هر کس از هر شری بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع کند، نظیر پادشاهان (و امثال ایشان)، این سبب هم سببی است مستقل و تام در سببیت. [/JUSTIFY]





آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: تفسير سوره ناس
« پاسخ #1 : ژوئیه 29, 2009, 03:07:07 »
[JUSTIFY]


در این میان سبب سومی است و آن عبارت است از الهی که معبود واقعی باشد، چون لازمه معبودیت اله و مخصوصا اگر الهی واحد و بی شریک باشد، این است که بنده خود را برای خود خالص سازد، یعنی جز او کسی را نخواند و در هیچ یک از حوائجش جز به او مراجعه ننماید، جز آنچه او اراده می‏کند اراده نکند، و جز آنچه او می‏خواهد عمل نکند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
و خدای سبحان رب مردم، و ملک آنان، و اله ایشان است، همچنان که در کلام خویش این سه صفت خود را جمع کرده فرموده: [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]ذلکم الله ربکم له الملک لا اله الا هو فانی تصرفون [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]و در آیه زیر به علت ربوبیت و الوهیت خود اشاره نموده، می‏فرماید: [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا، [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]و در این آیه‏ای که از نظرت می‏گذرد به علت مالکیت خود اشاره نموده می‏فرماید: [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]له ملک السموات و الارض و الی الله ترجع الامور، [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]پس اگر قرار است آدمی در هنگام هجوم خطرهایی که او را تهدید می‏کند به ربی پناهنده شود، الله تعالی تنها رب آدمی است و به جز او ربی نیست، و نیز اگر قرار است آدمی در چنین مواقعی به پادشاهی نیرومند پناه ببرد، الله سبحانه، پادشاه حقیقی عالم است، چون ملک از آن او است و حکم هم حکم او است.
و اگر قرار است بدین جهت به معبودی پناه ببرد، الله تعالی معبودی واقعی است و به جز او اگر معبودی باشد قلابی و ادعایی است.
و بنابر این جمله قل اعوذ برب الناس، دستوری است به رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلام‏)، به اینکه به خدا پناه ببرد، از این جهت که خدای تعالی رب همه انسانها است و آن جناب هم یکی از ایشان است، و نیز خدای تعالی ملک و اله همه انسانها است و آن جناب هم یکی از ایشان است.
از آنچه گذشت روشن شد که: اولا: چرا در میان همه صفات خدای تعالی خصوص سه صفت: ربوبیت و مالکیت و الوهیت را نام برد؟ و نیز چرا این سه صفت را به این ترتیب ذکر کرد، اول ربوبیت، بعد مالکیت، و در آخر الوهیت؟ و گفتیم ربوبیت نزدیک‏ترین صفات خدا به انسان است و ولایت در آن اخص است، زیرا عنایتی که خدای تعالی در تربیت او دارد، بیش از سایر مخلوقات است. [/JUSTIFY]

 
[/size]

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: تفسير سوره ناس
« پاسخ #2 : ژوئیه 29, 2009, 03:42:50 »




[JUSTIFY]

ترجمه آیات

به نام خداوند بخشایشگر و مهربان
(ای رسول ما) آیا دیدی آن کس (ولید مغیره) را که روز جزا را انکار کرد؟ (1).
این همان شخص (بی رحم) است که یتیم را از در خود به قهر میراند (2).
و کسی را بر اطعام فقیر ترغیب نمی‏کند (3).
پس وای بر آن نمازگزاران (4).
که دل از یاد خدا غافل دارند (5).
همانان که (اگر طاعتی کنند) به ریا و خودنمایی کنند (6).
و دیگران را از ضروریات زندگی منع می‏کنند (7).

تفسیر آیات

این سوره تهدید کسانی است که خود را مسلمان معرفی کرده‏اند ولی متخلق به اخلاق منافقینند، از قبیل سهو از نماز، و ریا کردن در اعمال، و منع ماعون، که هیچ یک از اینها با ایمان به روز جزا سازگاری ندارد. و این سوره هم احتمال دارد مکی باشد و هم مدنی. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
ارایت الذی یکذب بالدین [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]کلمه رؤیت هم می‏تواند به معنای دیدن با چشم باشد، و هم به معنای معرفت.
و خطاب در این آیه شریفه به رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلام‏) است، بدان جهت که فردی شنونده است، نه بدان جهت که پیامبر است، در نتیجه خطاب به عموم شنوندگان دنیا خواهد بود.
و مراد از دین، جزای یوم الجزاء است، پس کسی که دین را تکذیب کند منکر معاد است.
ولی بعضی گفته‏اند: مراد از دین، همان معنای معروفش یعنی کیش و ملت است. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
فذلک الذی یدع الیتیم [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]کلمه دع به معنای رد کردن به زور و به جفا است، و حرف فاء در کلمه فذلک برای توهم معنای شرط است، و تقدیر کلام أرأیت الذی یکذب بالجزاء فعرفته بصفاته، فان لم تعرفه فذلک الذی ... است، یعنی آیا آن کس را که
روز جزا را تکذیب می‏کند، از راه صفاتی که لازمه تکذیب است شناختی؟ اگر نشناختی پس بدان که او کسی است که یتیم را به زور از در خانه خود می‏راند، و او را جفا می‏کند، و از عاقبت عمل زشتش نمی‏ترسد، و اگر روز جزا را انکار نمی‏داشت چنین جرأتی را به خود نمی‏داد، و از عاقبت عمل خود می‏ترسید، و اگر می‏ترسید به یتیم ترحم می‏نمود. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
و لا یحض علی طعام المسکین [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]کلمه حض به معنای تحریک و تشویق است، و در کلام مضافی حذف شده، تقدیرش و لا یحض علی اطعام طعام المسکین است، یعنی مردم را به اطعام طعام مسکین تشویق نمی‏کند. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
بعضی از مفسرین گفته‏اند: اگر تعبیر به طعام کرد، نه به اطعام، برای این بود که اشاره کرده باشد به اینکه مسکین گویا مالک زکات و صدقه است و احتیاج ندارد به اینکه کسی به او اطعام کند، وقتی طعام را که حق خود او است به او بدهند او خودش می‏خورد، همچنان که در جای دیگر فرموده: و فی اموالهم حق للسائل و المحروم. بعضی دیگر گفته‏اند: طعام در آیه به معنای اطعام است. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
و اگر تعبیر به تشویق به طعام کرد، و نه به خود عمل (اطعام) برای این بود که حض هم شامل تشویق عملی یعنی خود عمل اطعام می‏شود، و هم شامل تشویق زبانی. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند اهتمامی به امر نماز ندارند، و از فوت شدنش باکی ندارند چه اینکه به کلی فوت شود و چه اینکه بعضی از اوقات فوت گردد، و چه اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرایطش و احکام و مسائلش را ندانسته نمازی باطل بخوانند[/JUSTIFY]



آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: تفسير سوره ناس
« پاسخ #3 : ژوئیه 29, 2009, 03:45:53 »
[JUSTIFY]


در آیه شریفه تکذیب‏گر روز جزا به چنین نمازگزارانی تطبیق شده، چون حرف فاء که بر سر جمله آمده می‏فهماند جمله مزبور نتیجه تکذیب روز جزا است و می‏رساند چنین نمازگزارانی خالی از نفاق نیستند، چون تکذیب روز جزا تنها به این نیست که به کلی آن را منکر شود، کسی هم که تظاهر به ایمان می‏کند و نماز مسلمانان را می‏خواند، اما طوری می‏خواند که عملا نشان می‏دهد باکی از روز جزا ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
الذین هم یراؤن [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]کسانی که عبادت را در انظار مردم انجام می‏دهند،(و یا در انظار بهتر و غلیظ تر  انجام می‏دهند)، اینگونه افراد شکارچیانی هستند که با زبان شکار حرف می‏زنند، تا شکار بدامشان بیفتد، (در بین مسلمانان خود را مسلمان‏تر از آنان جلوه می‏دهند، و معلوم است اگر در بین اهل ملتی دیگر قرار بگیرند چهره آن مردم را به خود می‏گیرند). [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
و یمنعون الماعون [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]کلمه ماعون به معنای هر عملی و هر چیزی است که به شخصی محتاج داده شود، و حاجتی از حوائج زندگی او را بر آورد، مانند قرض و هدیه و عاریه و امثال آن. تفسیرهای متفرق دیگری هم که برای این کلمه کرده‏اند به همین معنایی که ما کردیم بر می‏گردد. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]بحث روایتی در تفسیر قمی در ذیل آیه شریفه ارایت الذی یکذب بالدین آمده که این آیه درباره ابوجهل و کفار قریش نازل شد، و در ذیل آیه شریفه الذین هم عن صلاتهم ساهون آمده که منظور از این جمله کسانی هستند که به کلی نماز را ترک کنند، زیرا اگر صرف سهو آدمی را مستوجب ویل سازد، باید همه مستوجب باشند، چون هر انسانی و مسلمانی در نمازش سهو می‏کند، امام صادق (علیه‏السلام‏) در ذیل این آیه فرموده: منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است. [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
و در کتاب خصال از علی (علیه‏السلام‏) آمده که در ضمن حدیث چهارصدبندی فرمود: هیچ عملی نزد خدا محبوب‏تر از نماز نیست، پس مبادا هیچ کاری از کارهای دنیا شما را از نماز در اول وقتش باز بدارد، برای اینکه خدای عز و جل اقوامی را به همین جرم مذمت نموده و فرموده: الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنی کسانی که از در غفلت نسبت به امر نماز و اوقات آن سهل‏انگاری می‏کنند.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[JUSTIFY] [/JUSTIFY]
[size=99px]
[/SIZE]