نویسندهموضوع: رفتار اجتماعي در پرتو دين  (دفعات بازدید: 146 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
رفتار اجتماعي در پرتو دين
« : ژوئیه 26, 2009, 03:14:18 »



[JUSTIFY]رفتار اجتماعي در پرتو دين [/JUSTIFY]

[JUSTIFY]ادب از فهم سرشار و ادراك حقايق سرچشمه مى‏گيرد و بى‏ادبى از جهل و نادانى.
در جهان آفرينش هر دسته از مردم مقرّرات خاصى براى آداب معاشرت دارند. حتى وحشيان نيز چنين هستند. اصلاً يكى از تفاوتهاى انسان با حيوان،ادب است. انسانها در اثر درك حقايق، ادب دارند و حيوانات فاقد آن هستند و هرچهانسانيت كسى كامل‏تر شود، ادب و تربيت او بيشتر مى‏شود. ولى رفتار و رسوم پسنديدهدر يك دسته ممكن است در دسته ديگر اصلاً پسنديده نباشد.


1.معنى لغوى آداب‏

براى «آداب» معانى گوناگونى بيان گرديده كه تقريباً همگىبه معنى «راه درست معاشرت كردن با ديگران» مى‏باشد:
. آداب» جمع «ادب» به معنىآموختن علوم و دانش‏هاى گوناگون و محاسن اخلاقى است و به علوم و معارف عمومى نيزاطلاق مى‏شود و گاهى در مورد شخص يا شى‏ء خاص بكار مى‏رود مانند آداب درس خواندن،آداب نماز، آداب قاضى و آداب مسافرت و.1 [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
2. ادب يعنى: به زحمت و مشقّتافتادن پسنديده در راه فضائل انسانى و خود را مؤدّب به آداب نيك كردن(2). [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
3. آداب يعنى: عادات و رسوم، روشهاى نيكو(3). [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
4. آداب يعنى: چم و خم، حُسن معاشرت،حسن محضر، اخلاق حسنه، فضيلت مردمى، حسن احوال در قيام و قعود و حسن اخلاق
واجتماع، خصال حميده(4). [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
5. برتاموريس پاركر» مى‏نويسد:
آداب معاشرت» معادلكلمه «اِتيكِت» فرانسوى است كه در آغاز به معنى «بليط كوچك» بوده است. در فرانسه،به مردمانى كه مى‏خواستند در يك مراسم يا مجامع عمومى شركت كنند، بليطهاى كوچكىمى‏دادند. بر روى هر بليط دستورهايى داده مى‏شد كه دارنده بليط در هنگام برگزارىمراسم چگونه رفتار كنند. پس اتيكت يعنى «راه درست معاشرت كردن باديگران››5

فرق اخلاق و آداب‏

شايدبرخى اين‏طور تصوّر كنند كه اخلاق و آداب يكى است و حال آن كه چنين نيست، زيرااخلاق از اوصاف روح به شمار مى‏رود، ولى آداب از اوصاف اعمال و كارهاى انسان است ونحوه صدور كارها بستگى به صفات روحى دارد.
اصول اخلاقى مانند قدرت اراده، شجاعت،سخاوت و غيرت و... با آداب و سنن ملّى، محلى و... فرق دارد چرا كه آداب اجتماعى ازامور نسبى است كه با اختلافات محيطى فرق مى‏كند. ولى زشتى و زيبايى اصول اخلاقى بااختلاف نژادها و ملّيت‏ها دگرگون نمى‏شود لذا در هيچ‏جاى دنيا ديده نشده است كهسخاوت و شجاعت را كسى بد بشمارد و دزدى را خوب.

چنانكه از مضامين احاديث برمى‏آيد، آداب معاشرت را غير از اخلاق ذاتى دانسته و به آن اهميت زيادى داده شده. چرا كه گاهى ممكن است شخص از نظر اخلاقى فردى ناصالح باشد، ولى در اثر تربيت وتأديب درست و خوب، خُلق خوى او تغيير يابد. مانند آموزش امت اسلامى توسط پيامبرگرامى اسلام و ائمه اطهارعليهم السلام كه يكى از شؤونات امام معصوم اين است كه امترا با آداب نيك تأديب كند و انسانهاى منحرف را به راه راست هدايت نمايد حتى ممكن است گاهى با تندى و حد زدن باشد. و اينك نمونه‏هايى از احاديث:

پيامبر گرامي اسلام فرمود:
اَكْرِمُوا اولادَكُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُم»(6).

«فرزندان خودرا محترم بداريد و آنان را با آداب خوب و پسنديده با آنان رفتارنماييد». [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]رَحِمَ اللَّهُ عبداً أعانَ ولَدَهُ على‏ برِّه بالإحسان إليه، والتألّف له و تعليمه و تأديبه،»[/JUSTIFY]
[JUSTIFY](7). [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]«رحمت خدا بر كسى باد كه در احسان و محبت بهفرزند خود كوشا باشد و به او آداب خوب و نيك بياموزد».

على‏عليه السلام فرمود:
أَدِّبِ اليَتِيمَ مِمَّا تُؤدِّبُ مِنهُ وَلَدَكَ»(8)
«يتيم را با آنچهفرزندان خود را ادب مى‏كنيد، ادب نمائيد». يعنى حتى ادب كردن منجر به زدنگردد.

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:
ثلاثةٌ ليسَ معهُنَّ غُربةٌ:

حُسن الأدب و كفّ الأذى‏ و مجانبةُ الريب». [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]«سه چيز است كه شخص با داران بودن آنها احساسغربت نمى‏كند: ادب پسنديده و بى‏آزارى نسبت به مردم و دورى از شك و ترديد».
پس معلوم مى‏شود گرچه آداب، ناشى از اخلاق؛ و به عبارت ديگر اخلاق، پايه و مقدمه آداباست. ولى باهم فرق دارند و به وسيله ادب خوب؛ مى‏توان اخلاق بد را تغييرداد. [/JUSTIFY]

     
[/size]