نویسندهموضوع: راههاي دروني كردن مفاهيم اخلاقي  (دفعات بازدید: 113 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
راههاي دروني كردن مفاهيم اخلاقي
« : ژوئیه 26, 2009, 02:23:06 »


[JUSTIFY]

يكى از مباحث ضرورى در شرايط فعلى و در عرصه تعليم و تربيت, بررسى شيوه هاى درونى كردن مفاهيم اخلاقى در بين جوانان است, زيرا درونى كردن يك ارزش و فضيلت, عميق ترين و پايدارترين پاسخ به نفوذ اجتماعى است. پيش از ورود به بحث, بايد مقصود از درونى كردن مفاهي م اخلاقى روشن شود.
روان شناسان اجتماعى پاسخ افراد به نفوذ اجتماعى (تحت تأثير قرار گرفتن رفتار فرد يا گروه از سوى ديگران) را به سه دسته مختلف تقسيم مى كنند كه عبارت اند از: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
1. متابعت;
2. همانندسازى;
3. درونى كردن1.
[/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
متابعت, رفتار فردى را توصيف مى كند كه به منظور كسب پاداش و يا اجتناب از تنبيه برانگيخته شده باشد. در همانندسازى, فردى فرد ديگرى را براى خود سرمشق قرار مى دهد, عملى كه انجام مى دهد براى كسب پاداش و يا اجتناب از تنبيه نيست, بلكه براى اين است كه با آن شخص ه مانند شود; مثل اين كه جوانى خود را با ارزش هاى معلم يا هنرپيشه يا ورزش كار مورد علاقه خود هماهنگ سازد. (اما مقصود از درونى كردن يك امر آن است كه آن جزيى از وجدان شخصى شود به گونه اى كه نقض آن ارزش نزد شخص طبيعى, احساس خطا و شرم برانگيزد و شخص تعهد وجدانى دارد كه آن را محترم شمارد.)2

درونى كردن از متابعت و همانندسازى پايدارتر است, زيرا مبتنى بر انگيزه شخص براى صحيح بودن است و هم چون متابعت بستگى به نظارت مداوم عاملان پاداش يا تنبيه ندارد و يا هم چون همانندسازى منوط به احترام مداوم براى شخص يا گروهى كه با آن همانندسازى مى كند نيست.3 جزء مهم متابعت, قدرت است, در حالى كه در همانندسازى, عنصر مهم, جاذبه و كشش است; ولى در درونى كردن, جزء مهم, قابليت قبول است.

رعايت قانون حداكثر سرعت, مثال خوبى براى تبيين اين سه مرحله است:كسى كه از ترس جريمه, سرعت اتومبيل خود را متعادل مى كند, رفتارش نمايش گر متابعت (پيروى از قانون) است, كسى كه از اين قانون بدين دليل پيروى مى كند كه همواره پدر يا فرد مورد علاقه او اين قانون را اطاعت مى كردند, اين رفتار فرد, همانندسازى است, اما شخصى كه قان ع شده و به اين باور رسيده كه قوانين سرعت, خوب و درست هستند و براى حفظ امنيت افراد تدوين شده اند و از اين رو قانون را رعايت مى كند, اين كارش درونى كردن است.4[/JUSTIFY]




آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: راههاي دروني كردن مفاهيم اخلاقي
« پاسخ #1 : ژوئیه 26, 2009, 02:26:51 »
[JUSTIFY]

درونى كردن بر فعال كردن متربى (پذيرنده تربيت) تأكيد دارد و بر خودجوشى, خودانگيختگى, خوديابى و خود رهبرى اصرار مى ورزد. در اين صورت, نقش متربى اصل است و مربى بايد مددكار و مشوق باشد. متربى قبل از آن كه مومى باشد در دست مربى تا به هر شكلى كه بخواهد او را ق الب ريزى كند, هم چون بذرى پر از استعداد و ذخاير و قابليت هاى بالقوه است كه در فطرت او به وديعه نهاده شده است. اگر مفاهيم اخلاقى درونى شود, ديگر امواج بدون ديوار رسانه هاى ارتباطى و ماهواره ها, نمى تواند دل هاى جوانان ما را تسخير كند و موج فرهنگى و تبليغى ناخواسته, كاركردهاى ديرينه و آموزش هاى رسمى مراكز فرهنگى را يك شبه نقش بر آب كند.

اگر مى بينيم جوانان ما به يك باره الگوهاى خانه خويش, فرهنگ خويش و جامعه خويش را رها كرده و يك الگوى گمنام و پنهان را از آن سوى دنيا در ذهن خود هم چون بت مى پرستند و با آن همانندسازى مى كنند و اگر با وجود ارائه الگوهاى تربيتى به وسيله سخنرانى ها, نوشته ها و پند و اندرزها, برخلاف انتظار, با شگفتى و اعجاب نظاره گر رفتارهاى نابهنجار از آنان بوده ايم كه به عنوان مثال ممكن است ناشى از يك كتاب رمان بوده و يا ديگر عوامل, همه اين ها گوياى اين واقعيت است كه مفاهيم اخلاقى و ارزش هاى دينى در جوانان درونى نشده است.

با درونى شدن مفاهيم اخلاقى شرايطى فراهم مى شود كه افراد نيازى به دروغ گويى و تبهكارى ندارند و به صورت خودجوش, بر گرايش هاى فطرى چون فضيلت جويى, حقيقت خواهى, كمال طلبى پاى مى فشارند و با تغيير شرايط زمانى و مكانى, رنگ عوض نمى كنند.

در روايات معصومين(ع) از اين حالت به عنوان برخوردارى از واعظ درونى ياد شده است كه بدون آن, پيمودن راه تكامل اخلاقى مشكل خواهد بود. امام سجاد(ع) مى فرمايد: اى فرزند آدم, تو همواره در مسير خير و خوبى قرار دارى, مادام كه واعظى از درون داشته باشى و مادام كه حسابرسيِ خويشتن از كارها ى اصلى تو باشد.5

امام على(ع) نيز مى فرمايد:
آگاه باشيد آن كس كه به خويش كمك نكند تا واعظ و مانعى از درون جانش براى او فراهم گردد, موعظه و اندرز ديگران در او اثر نخواهد داشت.6

ييكى از كارشناسان مى گويد:
(عده اى تصور مى كنند جريان تربيت بايد از طريق ادامه آموزش ها, ياددهى ها و اطلاعات بيرونى شكل گيرد حال آن كه تربيت, امرى اكتشافى است نه اكتسابى. حتى اگر ما قصد آن را داشته باشيم كه متربى را به سعادت واقعى خود برسانيم بايد شرايطى فراهم آوريم تا سعادت خويش را در درون خود كشف كند نه آن كه ما سعادت را از بيرون براى او ابداع و اختراع كرده و در اختيار او بگذاريم).7

تربيتى كه از طريق اكتشافى حاصل شود, بادوام تر و اصيل تر از تربيتى است كه از طريق اكتسابى, تحميلى و القايى به دست مى آيد. اگر مفاهيم اخلاقى درونى شد, بدون نظارت و كنترل بيرونى و حتى به دور از تشويق ها و تنبيه ها, به صورت خودگردان و با باور درونى, خود را نمايان مى كند و در اين صورت, متربى خود را در ساختن انديشه ها و رفتارهاى خود شريك مى داند و از آن ها با تعصب و اطمينان كامل, دفاع و حراست مى نمايد. براى رسيدن به اين مقصود, اتخاذ روش هايى ضرورى به نظر مى آيد:

[/JUSTIFY][JUSTIFY]

[size=99px]
پى نوشت ها:
1ـ ارونسون اليوت, روان شناسى اجتماعى, ترجمه حسين شكركن, انتشارات رشد, ص32ـ43.
2ـ عبدالحسين نيك گهر, مبانى جامعه شناسى, ص288.
3ـ عين الله خادمى, درونى كردن ارزش هاى اسلامى در دانش آموزان, ص50 ـ 55, با تلخيص.
4ـ همان, ص55.
5ـ بحارالانوار, ج75, ص137.
6ـ نهج البلاغه فيض الاسلام, خطبه89.
7ـ عبدالعظيم كريمى, تربيت چه چيز نيست؟ ص33. [/color][/SIZE][/JUSTIFY]




آفلاین صافات

  • ریش سفید
  • phpBB دمش گرم
  • ارسال: 54
  • تشکر +3/-0
    • ديدن مشخصات
Re: راههاي دروني كردن مفاهيم اخلاقي
« پاسخ #2 : ژوئیه 26, 2009, 02:36:23 »
[JUSTIFY]

1. تأكيد بر دريافت هاى فطرى (فطرت مدارى)

قرآن مجيد از وجود يك سلسله ارزش هاى اخلاقى درنهاد انسان خبر داده كه از آغاز تولد با او همراه است. حضور فطرى اين ارزش ها, به صراحت اين گونه مطرح شده است: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
(فَألهَمَها فُجُورَها وَتَقْويها;
آن گاه خداوند به نفس انسان, فجور و تقواى آن را الهام كرد).8

ا مام صادق(ع) در تفسير آيه فوق مى فرمايد:
خداوند با فيض الهام خود, نيك و بدها را بربشر آشكار فرموده است.9

در جاى ديگر آن حضرت مى فرمايد:
خود طبيب خود مى باشى و درد و درمان براى تو تبيين شدهاست, بنگر كه چگونه براى خود گام برمى دارى.10

روان شناسان آن نيروى درّاك را كه با سرشت بشر آميخته و در اعماقجان تمام ملت ها وجود دارد و به وسيله آن, خوبى ها و بدى هاى اصلى را تشخيص مى دهند, به نام وجدان اخلاقى مى خوانند.

ژان ژاك روسو مى گويد:
(به تمام ملل دنيا نظربيندازيد, تمام تاريخ ها را ورق بزن يد, در بين تمام اين كيش هاى عجيب و غريب وظالمانه, در بين تمام اين عادات و رسوم بى نهايت متنوع, همه جا همان اصول عدالت ودرستى, همان قوانين اخلاقى, همان مفاهيم نيكى و بدى را خواهيد يافت. بنابراين دراعماق همه روح ها يك اصل فطرى عدالت و تقوا يافت مى شود ك ه ما على رغم قوانين وعادات, اعمال خود و ديگران را از روى آن قضاوت مى نماييم و خوب و بد آن را معلوم مىكنيم. اين همان است كه من وجدان مى نامم.)11

استاد مطهرى ـ رحمه اللّه ـ در توضيح فطرى بودن خاستگاه ارزش هاىاخلاقى به يك روايت نبوى استناد مى كند كه ذيل آيه : [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]تَعاوَنوا عَلَى البِرِّوَالتَّقْوى وَلاتَعاوَنُوا عَلَى الإثْمِ وَالعُدْوان
بر نيكى و تقوا كمك كنيد وبر گناه و ستم يارى نكنيد12

وارد شده است. پس از نزول اين آيه, فردى به نام وابصه, از مسلمانان مدينه, با شنيدن واژه هاى برّ و تقوا و اثم و عدوان تصميم مى گيرد كهراجع به مفهوم اين واژه ها از خود پيامبر(ص) سؤال كند. وقتى وابصه پيامبر(ص) را مى بيند, حضرت بى درنگ مى گويند: وابصه! من بگويم كه چه مى خواهى بپرسى يا خودت سؤال مى كنى؟

وابصه مى گويد: شما بگوييد, و پيامبر(ص) مى فرمايند:
آمده اى از من بپرسى برّ و اثم يعنى چه؟ لازم نيست در اين باره از كسى چيزى بپرسى. آن گاه پيامبر(ص) سه انگشت خود را جمع كرده و به آرامى به سينه مى زند و مى گويد: از دلت بپرس, از خودت سؤال كن. آن گاه مى افزايند:
برّ (نيكى) چيزى است كه دل و جان انسان با داشتن آناطمينان مى يابد و در مقابل, اثم (گناه) چيزى است كه در قلب انسان اضطراب و نگرانى برمى انگيزد و در سينه در حال آمد و شد است و انسان نمى داند با آن چه كند.13

براين ا ساس هركس به اقتضاى دريافت هاى فطرى مرزهاى بين خوبى و بدى را مى شناسد, اماچون اين دريافت ها فطرى اند, نيازمند شكوفايى و بروز هستند.
از اين رو نبى اكرم(ص) مأموريت آسمانى اش را تتميم و تثبيت ارزش هاى اخلاقى و نه آموزش, انتقال و ايجاد آنها برمى شمرد و مى فرمايد:

(بُعِثْتُ لأُتمِّمَ مَكارِمَ الأخْلاقِ
به پيامبرىبرانگيخته شدم تا مكارم اخلاق را تتميم كنم.)14

معناى تتميم اين است كه مكارم اخلاق قبلاً وجود داشته و هدف ازبعثت, تكميل آن ها بوده است; همان طورى كه امام على(ع) هدف از بعثت انبيا را چنينبيان مى كند: [/JUSTIFY]
[JUSTIFY]
(لِيُثيروا لَهُمْ دَفائِنَ العُقُول
پيامبران آمدند تا گنجينه هاى خرد را در ايشان شكوفا سازند.)15

بر ا ين اساس به منظور درونى كردن مفاهيم اخلاقى, بايد شرايط رشد و شكوفايى قابليت فطرى را فراهم كرد كه در اين بين نقش اساسى را درمرحله نخست, پدر و مادر و محيط خانواده و سپس محيط هاى آموزشى و در نهايت محيط اجتماع ايفا مى كند. پيامبر(ص) خروج از مدار فطرت را سهل انگارى والدين و نامساعدبودن محيط خانه مى داند و مى فرمايد:

هر مولودى با فطرت مذهبى متولد مى شود مگر آنكه پدر و مادر او را به آيين يهوديت و نصرانيت بار آورند.16



[size=99px][/JUSTIFY]