بسمالله الرحمن الرحيم
اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايد : " ازخصوصيات حق اين است كه به نفع احدي جاري نمي شود مگر آن كه عليه او نيزجاري مي شود و عليه
كسي جاري نمي شود مگر آنكه به نفع او نيز جاري مي شود" يعني حقوقي كه در ميان مردم جريان دارد متبادل است ، يكطرفي نيست ، دوطرفي است
، چنين نيست كه مثلا بعضي صرفا به عهده ديگران حقوقي داشته باشندولي خودشان از ديگران حقي بر عهده نداشته باشند . مثلا پدران و مادران بر
فرزندان حقوقي دارند كه واجب الرعاية است ولي نبايد چنين تصور كرد كه اينحقوق يكطرفي استو تنها پدران و مادران هستند كه بر اولاد حقوقي دارند ،
اولاد نيز حقوقيبر پدران و مادران دارند ، بلكه در مرحله اول حقوق فرزندان تعلق مي گيرد ودر مرحله دوم حقوق پدر و مادر ، زيرا طفل هنوز كه كودك
است صرفا يكمسؤوليتي است بر دوش پدر و مادر و خودش هنوز توانايي مسؤوليتي را ندارد .و همچنين معلم و متعلم ، استاد و شاگرد . به موازات
حقوقي كه استاد برشاگرد دارد از حق شناسي و احترام و ادب و دوست داشتن و اطاعت كردن ، شاگردنيز حقوقي بر معلم دارد از حسن تعليم و تربيت
و مراقبتها و دقتها و حسنعمل و غيره . و همچنين است زن و شوهر ، هر كدام بر ديگري حقوقي دارند . هركسي كه فكر مي كند به گردن ديگري حقي
دارد ، در همان حال بايد بداند مديوناو هم هست . تنها ذات مقدس باري تعالي كه غني كامل و مالك مطلق است از اينقانون مستثني است ، خداوند
متعال بر مخلوقات خود حقوقي دارد و بندگان اومديون فضل و نعمت او و مسؤول امر او مي باشندولي ذات مقدس او مديون هيچ موجودي نمي باشد ،
كه علي عليه السلام فرمود :اگر در تمام جهان هستي موجودي باشد كه بر ديگران حق داشته باشد و ديگرانبر او حقي نداشته باشند او ذات اقدس
الهي است . در عين حال ذات اقدس الهياطاعت خويش را حق خود بر مردمان خوانده و پاداشي كه به فضل و رحمت خود بهبندگان عنايت مي كندبه
عنوان حق مردمان بر خودش به رسميت شناخته . تكاليف الهي جز ارشاد بشربه مصالح واقعي خودش نيست . اين دستورها و او امر براي سود ذات
مقدسخداوند نيست ، او منزه و مستغني از همه آنهاست . پاداشي كه براي ايناطاعتها مقرر فرموده لطف و عنايت است ، در عين حال نام اين لطف و
عنايت را" حق " گذاشته است و خود را به عنوان مديون بشر به اجر و ثواب نام بردهاست . از جمله خصوصيات حق كه علي عليه السلام ذكر فرموده يكي
اين است كهدر زبان و سخن خيلي آسان است و در عمل و تحقق مشكل ، مي فرمايد : در مرحلهسخن و توصيف و شرح دادن و ذكر مزايا و خوبيها هيچ
ميداني به وسعت ميدان حقنمي رسد ، چقدر خوب و آسان مي توان در اطراف حق گفت و نوشت و توصيف كرد كهدر اطراف هيچ چيز ديگر اينطور نمي
توان ميدان داري كرد ، هيچ چهره ايمانند چهره حق زمينه توصيف و ستايش ندارد ولي در مرحله عمل هيچ ميداني ازميدان حق تنگتر و صعب العبورتر
نيست و چقدر عبور از آن گردنه ها دشوار است.
خصوصيتسومي كه براي حق ذكر كرده اين است كه رعايت حق در جامعه بدون تعاون وهمدرد بودن و همكاريهاي اجتماعي ميسر نيست ، يك فرد هر
اندازه كامل و منزهباشد ، هر اندازه سابقه اش در حق زياد باشد از كمك و همكاري ديگري بي نيازنيست، هيچكس نمي تواند بگويد من اجل شأنا هستم
از اينكه ديگري بخواهد مرا دركار حق كمك كند و هيچكس هم هر اندازه در نظرها كوچك و حقير باشد . پايينتر از اين نيست كه كمك كار و مدد كار ديگران
باشد . نبايد چنين تصور كردكه فلان شخص كم شخصيت تر از اين استكه او را در همكاريهاي اجتماعي در راه خير به بازي بگيريم . نه هيچكس درسطح
عالي تر از همكاري در كار خير قرار گرفته و نه كسي در سطح پايين تر ازاينها قرار گرفته . اينكه خداوند در قرآن كريم فرموده در نيكوكاري و درتقوا معاون و
كمك كار يكديگر بوده باشيد ، همه افراد را از عالي و داني ،عالم و جاهل ، قوي و ضعيف ، ارباب و نوكر ، همه را با هم فرا گرفته است .اينكه هر كسي
خودش را در سطحي بالاتر از همفكري و همكاري با ديگران بداندسبب مي شود كه افراد جامعه اتصال و پيوستگي خود را از دست بدهند ، همانطوري
كه يك بنا و ساختمان مادامي برپاست كه اتصال و ارتباط بين مصالحي كهبه كار رفته محفوظ باشد والا با انباشتن يك عده آجر و چوب و آهن و سيمانروي
يكديگر بدون آنكه جوش و اتصالي بين آنها باشد ساختمان به وجود نمي آيد. رسول اكرم فرمود : مثل مؤمنين مثل ساختمان است كه بعضي بعضي ديگر
را نگهمي دارد ، يعني بين آنها اتصال و ارتباط بر قرار است . خصوصيت چهارمي كهعلي عليه السلام در مورد حق ذكر مي فرمايد اين است كه اهل حق
هرگز ازاينكه تذكري به آنها داده شود ناراحت نمي شوند و اگر كسي از عرضه داشتن حقبر او ناراحت مي شود از عمل به حق به طريق اولي روگردان
است . مثلا يككاسب و يا كارمند اداري و يا يك راننده كه مدعي استمن در عمل همان طور هستم كه مقتضاي حق و عدالت است اگر واقعا در گفته
خودصادق است از تذكري كه ديگران به او مي دهند كه بايد چنين و چنان باشيناراحت نمي شود بلكه چون مي خواهد آن راه را برود از راهنمايي خرسند
ميشود، ولي اگر در عمل دروغ مي گويد ، از تذكر ديگران خوشش نمي آيد . علي عليهالسلام اين جمله را درباره شخص خودش فرمود و از مردم تقاضا
مي كرد هرتذكري داريد به من بدهيد كه من از اين تذكرات خوشوقتم .
این مطلب از سایت خودمو نی <!-- m -->
http://www.tebyan.net<!-- m --> انتخاب شده است